خرید بک لینک

درباره سایت

سرگرمی

امکانات وب

لاک پشتي بود که با عقربي در نزديکي همديگر زندگي مي کردند . آن دو به هم عادت کرده بودند . روزي از روزها در محل زندگي آنها اتفاقي افتاد و زندگي آنها را به خطر انداخت . آنها مجبور شدند به محل ديگري کوچ کنند . لاک پشت و عقرب با هم حرکت کردند و بعد از طي مسافتي طولاني به رودخانهاي رسيدند . تا چشم عقرب به رودخانه افتاد ، در جاي خود آرام ايستاد و به لاک پشت گفت : مي بيني که چقدر بد شانس هستم ؟ لاک پشت گفت : مگر چه شده ؟ موضوع چيست ؟ عقرب گفت : من الآن نه راه پيش دارم و نه راه پس اگر جلو بروم ، در رودخانه غرق ميشوم ، اگر هم برگردم از تو جدا ميشوم.لاک پشت گفت : ناراحادامه مطلب

برچسب: داستان لاک پشت و عقرب, نویسنده: محمد رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 0:56

اولی:اگرگفتی چه طوری می توان فهمیدکه یک دایناسور زیر تخت آدم است؟ دومی:وقتی احساس کردی دماغت دارد به سقف اتاق میچسبد!

برچسب: جک,جک s5,جکی چان,جک جدید,جک باحال,جک خنده دار,جک نیکلسون,جک اس 5,جک s5 اتوماتیک,جک j5, نویسنده: محمد رحیمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 0:55

صفحه بندی